ده دقیقه از شروع بازی گذشته و چت تیم قاطی شده است. یکی «gg» نوشته، آن یکی با اعتماد به نفس تمام «nerf this hero» می گوید و سومی هر ثانیه تکرار می کند «we need a carry». شما فقط می دانید دکمهٔ پرش کجاست. این جمله ها حرف مفت نیست؛ زبان فشرده ای است که میلیون ها بازیکن با آن تیم می بندند و گاهی هم دعوا می کنند.
اصطلاحات گیمینگ انگلیسی مثل زبان محلی یک شهر کوچک اند: تا کسی یکی دو بار توضیحشان ندهد، همه شان رمز به نظر می رسند. ما ۴۵ اصطلاح را در چهار گروه چیده ایم، هر کدام با معنی و جمله ای که احتمالاً در همین هفته می شنوید.
چت تیمی: زبانی که با دو کلید نوشته می شود

در چت بازی کسی وقت جملهٔ کامل ندارد؛ برای همین اصطلاحات گیمینگ انگلیسی در این بخش بیشتر کوتاه نویسی اند. وسط یک نبرد ده ثانیه ای، «incoming» خیلی بلند است و «inc» کفایت می کند. اصطلاحات این گروه بیشتر برای هماهنگی و ادب است: سلام، خداحافظی، تشکر و هشدار. اگر فقط همین دوازده تا را بلد باشید، دیگر در چت تیمی گم نمی شوید. یک نکتهٔ دیگر هم هست: بیشتر این اصطلاحات با حروف کوچک نوشته می شوند و کسی به نقطه و ویرگول اهمیت نمی دهد. «GG» با حروف بزرگ هم همان «gg» است، فقط کمی بلندتر داد می زند.
| اصطلاح | معنی | جمله ای که در بازی می شنوید |
|---|---|---|
| gg | «بازی خوبی بود»؛ پایان بازی، حتی برای بازنده | gg, see you in the next round. |
| glhf | موفق باشید و خوش بگذرد؛ احوال پرسی اول بازی | glhf everyone! |
| wp | آفرین، خوب بازی کردی | wp, that last push was clean. |
| brb | الان برمی گردم | brb, my tea is boiling over. |
| afk | دور از کیبورد؛ بازیکنی که پشت بازی نیست | Our healer is afk again. |
| ping | علامت گذاری روی نقشه برای جلب توجه هم تیمی ها؛ گاهی هم یعنی تأخیر شبکه | Ping the enemy base so everyone sees it. |
| inc | کوتاه شدهٔ incoming؛ دشمن در راه است | Inc two on the left! |
| callout | خبر دادن موقعیت یا اطلاعات دشمن | Good callout, we avoided the ambush. |
| push | هجوم دسته جمعی برای پیشروی | Let’s push mid together. |
| rotate | جابه جایی تیم از یک نقطهٔ نقشه به نقطهٔ دیگر | We need to rotate to the east site. |
| regroup | دوباره دور هم جمع شدن | Regroup near the car, then we go. |
| focus | همه روی یک دشمن آتش بریزند | Focus the sniper first. |
یک نکتهٔ کوچک: «ping» دو معنی دارد. اگر کسی بنویسد «high ping»، شکایتش از اینترنت است، نه از شما. و اگر کسی در بازی شما را «ping» کند، معمولاً می خواهد به نقطه ای روی نقشه نگاه کنید، نه اینکه از شما ناراحت باشد. معنی را همیشه از موقعیت بفهمید، نه از ترجمهٔ تک کلمه.
قوانین فیزیک دنیای بازی
گروه دوم اصطلاحاتی است که دربارهٔ خود بازی حرف می زنند: چرا ضربه کار نکرد، چرا قهرمان محبوبتان ناگهان ضعیف شد و چرا یک نفر همه چیز را به دوش می کشد. این واژه ها در بحث های بعد از بازی و در توضیح تغییرات نسخه زیاد می آیند.
| اصطلاح | معنی | جمله ای که در بازی می شنوید |
|---|---|---|
| nerf | ضعیف کردن یک شخصیت یا سلاح در به روزرسانی | They nerfed my favorite hero again. |
| buff | عکس nerf؛ تقویت یک شخصیت یا سلاح | That sword got a buff in the new patch. |
| patch | بستهٔ به روزرسانی که ایراد را درست می کند یا تعادل بازی را عوض می کند | Patch 1.4 fixes the crash on loading. |
| cooldown | مدت انتظار تا استفادهٔ دوبارهٔ یک توانایی | His ultimate is on cooldown for a minute. |
| respawn | دوباره زنده شدن بعد از مرگ | Wait for the respawn, then join us. |
| aggro | توجه و حملهٔ دشمن که روی یک بازیکن قفل شده | Don’t pull aggro before the tank is ready. |
| hitbox | محدودهٔ نامرئی که برخورد ضربه ها را تشخیص می دهد | The hitbox on that boss is huge. |
| crit | ضربهٔ بحرانی با آسیب بیشتر از معمول | Nice crit, that took half his health. |
| RNG | شانس تصادفی؛ از random number generator | Bad RNG, I missed three shots in a row. |
| AoE | آسیب منطقه ای که به همهٔ افراد یک محدوده می خورد | Watch out for the AoE on the floor. |
| DPS | آسیب در ثانیه؛ نقش بازیکنی که کارش آسیب زدن است | We need one more DPS in the team. |
| carry | بازیکنی که تیم را به برد می رساند | Our mid is carrying the whole game. |
«carry» هم تعریف است و هم کنایه. اگر هم تیمی تان آن را با لحنی خسته بگوید، یعنی «من دارم تنهایی می کشم؛ شما کجایید؟». «nerf» و «buff» هم معمولاً بعد از هر به روزرسانی بحث داغ انجمن ها هستند؛ هر کس شخصیت محبوبش ضعیف شده، آن را «nerf» می نامد و هر کس رقیبش قوی تر شده، «buff».
ژانرها و دنیای استریم

وقتی ویدیوی یک گیمر را می بینید یا دربارهٔ یک بازی نظر می خوانید، قبل از هر چیز با نام ژانرها روبه رو می شوید. این اصطلاحات معمولاً مخفف اند، پس بهتر است معنی کاملشان را یک بار بدانید تا بعد از آن خودبه خود جا بیفتند.
| اصطلاح | معنی | جمله ای که در بازی می شنوید |
|---|---|---|
| FPS | تیراندازی اول شخص؛ از first-person shooter | I mostly play FPS games on weekends. |
| MOBA | بازی آنلاین دو تیمی با نبرد برای تخریب پایگاه | MOBA matches can last forty minutes. |
| RPG | بازی نقش آفرینی با داستان و رشد شخصیت | This RPG has a hundred hours of quests. |
| MMO | بازی آنلاین با تعداد بسیار زیاد بازیکن در یک دنیا | The MMO server is full tonight. |
| roguelike | بازی با مراحل تصادفی که با مرگ از اول شروع می شود | In a roguelike, every run feels different. |
| sandbox | جهان باز با آزادی ساختن و هدف انتخاب کردن | In a sandbox you make your own goals. |
| battle royale | بازی بقا که آخرین نفر یا تیمِ زنده برنده است | The battle royale circle is closing, run! |
| speedrun | تمام کردن بازی در کمترین زمان ممکن | She finished the speedrun in under two hours. |
| VOD | ضبط یک پخش زنده برای دیدن در وقتی دیگر | I’ll watch the VOD tomorrow. |
| meta | مؤثرترین انتخاب ها و راهبردهای رایج در یک دورهٔ مشخص | The meta right now favors fast heroes. |
| ranked | حالت رده بندی شده که برد و باخت روی امتیاز اثر می گذارد | I’m playing ranked tonight. |
اگر در همین سطح بخواهید یک مرجع بلندتر کنار دستتان داشته باشید، فهرست هایی با ترجمه و مثال بیشتر وجود دارد؛ برای نمونه صفحه ای دربارهٔ اصطلاحات انگلیسی گیمینگ که برای مرور جداگانه مناسب است.
اقتصاد درون بازی: از غنیمت تا کپسول شانس

هر بازی دنیای کوچکی دارد که اقتصاد خودش را هم دارد. آیتم ها می آیند و می روند، فصل ها عوض می شوند و سازنده ها راه های متفاوتی برای جذب بازیکن دارند. شناختن این اصطلاحات کمک می کند بفهمید یک بازی دقیقاً چه چیزی از شما می خواهد: وقت، تمرکز یا هر دو.
| اصطلاح | معنی | جمله ای که در بازی می شنوید |
|---|---|---|
| loot | غنیمت و آیتم هایی که بعد از شکست دشمن یا باز کردن صندوق به دست می آید | Check the loot before we leave. |
| drop rate | احتمال به دست آمدن یک آیتم مشخص | The drop rate for that armor is tiny. |
| grind | تکرار یکنواخت یک کار برای پیشرفت | Level 30 is a real grind. |
| farm | جمع کردن منابع یا آیتم ها با تکرار | I farm gold every evening. |
| DLC | محتوای دانلودی اضافه برای بازی اصلی | The new DLC adds six hours of story. |
| battle pass | بستهٔ فصلی با جایزه هایی که با پیشرفت باز می شود | I finished the battle pass early this season. |
| microtransaction | خرید ریز درون بازی، مثل ظاهر یا آیتم | I hate microtransactions in single-player games. |
| skin | ظاهر اضافه برای شخصیت یا سلاح که بر توانایی اثر ندارد | Cool skin! Is it from the event? |
| gacha | سیستم قرعه کشی برای گرفتن شخصیت یا آیتم؛ برگرفته از ماشین های کپسول ژاپنی | I pulled a rare character from the gacha. |
| pay-to-win | بازی ای که پرداخت پول برتری مستقیم در بازی می دهد | That mode is pay-to-win, so I skip it. |
این گروه یک ویژگی جالب دارد: بیشترش از دنیای بازی بیرون هم می آید. «grind» را کسی که هفته ها یک تمرین را تکرار کرده هم به کار می برد و «meta» را در بحث ورزش و کسب وکار هم می شنوید. پس یادگیری این اصطلاحات فقط برای بازی نیست؛ گاهی واژه ای را که در بازی یاد می گیرید، چند ماه بعد در یک پادکست انگلیسی می شنوید و لبخند می زنید.
چطور این اصطلاحات را بدون حفظ کردن یاد بگیریم؟
حفظ کردن ۴۵ اصطلاح از روی جدول سه روز بعد از یادتان می رود، چون هیچ صحنه ای پشتش نیست. یادگیری اصطلاحات گیمینگ انگلیسی وقتی جواب می دهد که تجربه ای پشتش باشد. بهتر است هر اصطلاح را به یک لحظهٔ واقعی ببندید. وقتی در بازی کسی «focus» گفت، ببینید همه به کدام دشمن شلیک می کنند؛ وقتی «patch notes» آمد، نگاهی بیندازید که کدام شخصیت «nerf» شده است. صحنه که ساخته شد، معنی با آن می ماند.
روش دوم دیدن یک استریم انگلیسی با زیرنویس انگلیسی است، حتی ده دقیقه در روز. استریمرها زیاد از «meta»، «clip» و «VOD» حرف می زنند و تکرارشان باعث می شود اصطلاح ها جا بیفتند. روش سوم، نوشتن دو سه جملهٔ خودتان در دفترچه است؛ مثلاً «The drop rate is low, so I farm every night». جمله ای که خودتان ساخته اید، بیشتر از جملهٔ جدول در ذهن می ماند.
انگلیسی در گیم چه چیزی را یاد نمی دهد؟
زبان بازی ها سریع و مفید است، اما تصویر ناقصی از انگلیسی می دهد. در چت، «u» به جای «you» می نشیند، «ty» به جای «thank you» و فعل ها اغلب ساده و بریده اند. شنیدن «where heal??» هزار بار هم شما را به نوشتن یک ایمیل مؤدبانه نمی رساند.
چند چیز را باید از جای دیگری یاد بگیرید: زمان های گذشته و آینده در جملهٔ کامل، لحن رسمی، املای درست و پرسیدن مؤدبانه. بازی ها همچنین کم وبیش از گفت وگوی کند و مفصل خبری ندارند، چون همه در حال دویدن اند.
راه حل ساده است: هر وقت کسی در چت «gg» نوشت، یک جملهٔ کامل تر هم جواب بدهید؛ زبان از همین جاها دانه دانه بزرگ می شود.